فطرس
فطرس
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - نکاتی درباره‏ ی روش مرثیه خوانی

۱- در مرثیه خوانی به «خدا» توکل کنیم.
۲- در مرثیه خوانی توسل به معصومان و کمک از آنان بویژه حضرت فاطمه‏ی زهرا و امام حسین و حضرت مهدی – علیهم‏السلام – را فراموش نکنیم.
۳- در مرثیه خوانی، از خاندان عصمت و طهارت – علیهم‏السلام – با احترام یاد کنیم، مثلا برای مرد (علیه‏السلام) و برای زن (علیهاالسلام) را به کار بریم.
۴- از خدا بخواهیم تا خاندان عصمت و طهارت بویژه حضرت مهدی – علیهم‏السلام – به جلسات مرثیه خوانی ما عنایت کنند و در این گونه مجالس تشریف بیاورند و چشمان گنهکار ما را به جمال دل آرای خویش نورانی بفرمایند.

۵- اگر به مرثیه خوانی علالقه داریم از خاندان عصمت و طهارت بویژه حضرت فاطمه‏ی زهرا و امام حسین و امام زمان – علیهم‏السلام – بخواهیم تا ما را در زمره‏ی مرثیه خوانان واقعی خود قرار دهند.
۶- مرثیه خوانی از نعمتهایی است که خداوند و خاندان عصمت و طهارت – علیهم‏السلام – به دوستان خود عطا می‏کند، پس آن را دست کم نگیریم و کم ارزش نکنیم.

۷- می‏توانیم ثواب مرثیه خوانی خود را به معصومان – علیهم‏السلام – یا مراجع تقلید – رضوان الله علیهم – و یا پدر و مادر و فامیل و مانند آن هدیه کنیم.
۸- خواندن مرثیه را به عنوان انجام عبادت و وظیفه‏ی شرعی بدانیم.
۹- در هنگام مرثیه خوانی با طهارت و با نظافت باشیم.
۱۰- می‏توانیم پیش از مرثیه خوانی دو رکعت نماز بخوانیم و از خدا بخواهیم تا ما را در مرثیه خوانی موفق بدارد.
۱۱- شایسته است پیش از خواندن مرثیه جمله‏ی «یا اباعبدالله ادرکنا» یا جمله‏ی «یا صاحب الزمان ادرکنا» و یا جمله‏ی «یا فاطمة الزهراء ادرکینا» را از قلب خود بگذرانیم و یا بر زبانمان جاری نماییم.
۱۲- پیش از مرثیه خوانی درباره‏ی آن فکر نماییم که چگونه آن را آغاز کنیم، چگونه آن را ادامه دهیم و چگونه آن را به پایان بریم و بطور کلی چگونه آن را بیان نماییم.
۱۳- مرثیه را با نام و حمد خدا و درود و صلوات بر پیامبر گرامی اسلام – صلی الله علیه و آله – و ائمه‏ی معصومین – علیهم‏السلام – و بیزاری از دشمن آنان آغاز کنیم. مثلا بگوییم: «بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله رب العالمن، ثم الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‏القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین».
۱۴- می‏توانیم مرثیه را نیز با نام خدا و یاد صفات خدا آغاز کنیم. مثلا بگوییم: «بسم الله الرحمن الرحیم، یا رحمان یا رحیم…».
۱۵- پس از ذکر نام و صفات و حمد خدا و درود بر معصومان می‏توانیم چند بیت شعر بخوانیم و یا خاطره و داستانی را ذکر کنیم و سپس اصل مرثیه را بازگو نماییم.
۱۶- اگر شعر یا خاطره و یا داستانی پیش از خواندن اصل مرثیه مورد استفاده قرار می‏گیرد، سعی شود آن قدر طولانی نگردد که از اصل مرثیه بیشتر شود و اصل مرثیه و هدف و محتوای آن را تحت الشعاع خود قرار دهد.

۱۷- چناچه شعر یا داستان یا خاطره و یا نظایر آن در مرثیه خوانی مورد استفاده قرار گرفتند، باید از نظر محتوا درست و از نظر مدرک صحیح و معتبر باشند.
۱۸- شایسته است از اشعار عرفانی مربوط به مرثیه در همه جا استفاده نشود، زیرا عرفان، زمینه و یا زمینه سازی می‏خواهد.
۱۹- در آغاز راه و پیش از خواندن مرثیه، آن را در خانه یا مانند آن تمرین و حفظ کنیم، تا در هنگام خواندن مرثیه دچار اشتباه و یا فراموشی نشویم.
۲۰- اگر شنوندگان برای شنیدن مرثیه بطور پراکنده نشسته‏اند، در صورت امکان از آنان بخواهیم به صورت جمعتر بنشینند.
۲۱- سعی کنیم تا مرثیه را بدون مقدمه چینی و زمینه سازی شروع ننماییم. به قول معروف، فوری به «گودال قتلگاه» نرویم.
۲۲- برای مقدمه چینی و زمینه سازی می‏توان مرثیه را با عرض سلام بر معصوم یا شهید مورد نظر، و یا همان گونه که گفته شد با خواندن شعر و ذکر داستان و خاطره‏ای مربوط به مرثیه‏ی مورد نظر آغاز کنیم.
۲۳- گاهی برای آغاز یا پایان مرثیه‏ی سرور شهیدان می‏توانیم این سلامها را بخوانیم: «السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله اخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین [و رحمة الله و برکاته ]».
۲۴- در آغاز یا پایان مرثیه‏ی هر معصومی – علیه‏السلام- می‏توانیم قسمتی از دعای توسل را که مربوط به آن معصوم است بخوانیم، مثلا برای مرثیه‏ی امام حسین – علیه‏السلام- عرض کنیم: «[السلام علیک] یا اباعبدالله یا حسین بن علی ایها الشهید یابن رسول الله یا حجة الله علی خلقه یا سیدنا و مولینا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عند الله اشفع لنا عندالله».

۲۵- معمولا مرثیه دارای سه مرحله است: یک: مقدمه، دو: اوج و سه: فرود. بعد از رسیدن مرثیه به مرحله‏ی اوج و سوزناک خود، آن را زیاد طول ندهیم، یعنی مرحله‏ی فرود مرثیه را کوتاه کنیم، که گاهی مرثیه حتی بدون فرود نیز خوانده می‏شود.
۲۶- مرحله‏ی اوج مرثیه، مرحله‏ای است که گره مرثیه گشوده می‏شود و سوزناکترین قسمت مرثیه است. بدین جهت مرحله‏ی اوج مرثیه را زود بیان نمی‏کنیم.
۲۷- وقتی مرثیه به مرحله‏ی اوج خود رسید سوز و گدازی را در شنوندگان برانگیزانیم و «تحولی درونی» در آنها به وجود آوریم به گونه‏ای که حالت توجه به معارف بلند عاشورایی با آن سوز و گداز همراه گردد.
۲۸- در اوج مرثیه با کلماتی مانند «یا حسین» و «یا زهرا» توسل را بیشتر و داغتر کنیم.
۲۹- اگر مرثیه را همراه با سخنرانی انجام می‏دهیم شایسته است که ارتباط موضوع سخنرانی با موضوع مرثیه را فراموش نکنیم و ارتباط بین آن دو را در نظر داشته باشیم، و به اصطلاح سخنوران مرثیه خوان «گریز» بزنیم.
۳۰- شایسته است مرثیه را با خواندن دعا و فاتحه و صلوات و قیام برای حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – به پایان بریم.
۳۱- پس از پایان مرثیه می‏توان آیه‏ی «و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون: و ستمکاران بزودی خواهند دانست که به چه مکانی باز می‏گردند.» و یا آیه‏ی «الا لعنة الله علی الظالمین: آگاه باشید نفرین خدا بر سمتمکاران است»، را خواند.
۳۲- بعد از خواندن آیاتی که گفته شد می‏توانیم برای استجابت دعا پنج بار آیه‏ی «امن یجیب المظطر اذا دعاه و یکشف السوء» را بخوانیم.
۳۳- می‏توانیم پس از «امن یجیب» این دعا را بخوانیم «اللهم انا نسئلک و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الاعز الاجل الاکرم بحق محمد و علی و فاطمة و الحسن و الحسین و التسعة المعصومین من ذریة الحسین» و سپس ده بار «یا الله» بگوییم و آن گاه دعاهای دیگر را بخوانیم.

۳۴- اگر هنگام مرثیه خوانی، مطلب یا شعر بعدی را فراموش کردیم، مطلب یا شعر قبلی را تکرار می‏کنیم و شرح می‏دهیم و در ضمن این کار به جستجوی مطلب یا شعر بعدی می‏پردازیم تا آن را به یاد آوریم.
۳۵- برای مرثیه خوانی اگر می‏توانیم در جایی قرار گیریم که مشرف بر شنوندگان باشیم.
۳۶- شایسته است موانع تمرکز حواس را از محل مرثیه خوانی حذف کنیم. گاهی این کار با تذکری از سوی مرثیه خوان می‏تواند انجام گیرد.
۳۷- در آغاز مرثیه می‏توانیم از شنوندگان بخواهیم تا سرها را به زیر بیندازند، دلها را روانه‏ی کربلا کنند و زانوی غم در بغل بگیرند.
۳۸- تا می‏توانیم مدت و مقدار مرثیه را در مدت زمانی که از ما خواسته‏اند انجام دهیم، یعنی مرثیه را بموقع شروع کنیم و بموقع خاتمه دهیم.
۳۹- در ابتدای مرثیه صدای خود را خیلی بالا نبریم و بلند نکنیم، تا برای ادامه‏ی مرثیه نیز نفس داشته باشیم.
۴۰- گاهی گلو و دهان مرثیه خوانهای مبتدی خشک می‏شود و یا نفس آنان کم می‏آید، این امری طبیعی است که به مرور زمان از بین می‏رود. ولی نکات مرثیه خوانی مانند نکته‏ی قبلی را نیز باید رعایت کرد، تا با چنین مشکلی روبرو نشد.
۴۱- اگر صدای شما گرفته یا سرما خورده و یا ناصفاف است، چنانچه می‏توانیم در رفع آن بکوشیم و یا خودمان پیش از خواندن مرثیه به شنوندگان آن را بگوییم.
۴۲- سعی کنیم برای خواندن مرثیه، شروع خوب، گیرا و جذابی داشته باشیم.
۴۳- تلاش کنیم خودمان نیز همراه خواندن مرثیه بسوزیم و اشک بریزیم و گریه کنیم که گفته‏اند: «آنچه از دل برآید، لا جرم بر دل نشیند».
۴۴- اگر هنگام خواند مرثیه، خودمان گریه نمی‏کنیم (بکاء)، دست کم حالت گریه به خود بگیریم (تباکی).
۴۵- سوز و حال و گریه در مرثیه خوانی را از خود خدا و معصومان – علیهم‏السلام – طلب کنیم.
۴۶- خود را برتر از مرثیه خوانهای دیگر ندانیم و متواضع باشیم. مثلا نگوییم: «من یک ساعت مرثیه خوانی کردم ولی فلانی کم آورد».
۴۷- علاقه و تمرین و صدق و اخلاص و تقوا از عوامل موثر در مرثیه خوانی است؛ پس به آنها توجه بیشتری کنیم.
۴۸- تعدا کم یا زیاد جمعیت در اخلاص ما برای مرثیه خوانی تاثیر نگذارد. مثلا نگوئیم: «دیشب در مجلسی مرثیه خوانی کردم که غلغله بود و جای سوزن انداختن نبود».
۴۹- اگر از مرثیه خوانی ما انتقاد سودمندی کردند، ناراحت نشویم و آن را بپذیریم.
۵۰- از تحقیر مرثیه خوانهای دیگر به گونه‏های مختلف خودداری کنیم، مثلا نگوئیم: «روی فلانی را کم کردم».
۵۱- اگر برای مرثیه خوانی به ما هدیه‏ای ندادند ناراحت نشویم، زیرا پاداش اصلی و حقیقی این کار نزد خدا است.
۵۲- به خاطر حضرت فاطمه‏ی زهرا و امام حسین – علیهاالسلام – برای مرثیه خوانها احترام ویژه‏ای قائل باشیم. پس حداقل می‏توانیم به احترامشان از جای خود برخیزیم و یا دست آنان را ببوسیم.
۵۳- هنگام مرثیه خوانی با مدیریت خود، کنترل مجلس را به عهده بگیریم، زیرا ممکن است در بعضی موارد، کنترل مجلس را از دست بدهیم و یا دیگران بخواهند نظم مجلس را به هم بزنند.
۵۴- تجربیات مرثیه خوانی خود را در اختیار دیگران قرار دهیم و در این مورد نیز سخاوتمند باشیم، که خیر و برکت نزد خداست.
۵۵- حتما بر موضوع و محتوای مرثیه تسلط کافی داشته باشیم. مثلا بدانیم در آغاز و مقدمه‏ی مرثیه چه چیزهایی را باید بخوانیم و در اوج و فرود مرثیه چه چیزهایی را باید بگوییم.

۵۶- در آغاز راه و پیش از خواندن مرثیه، یک بار دیگر مرثیه را مطالعه و مرور کنیم تا مرتکب اشتباهی نشویم.
۵۷- می‏توانیم در ابتدای مرثیه خوانی موضوع مرثیه را به شنوندگان بگوییم، مثلا به آنان بگوییم: «امشب می‏خواهم روضه‏ی حضرت علی اکبر -علیه‏السلام- را برای شما بخوانم».
۵۸- اگر چراغهای مجلس مرثیه خوانی خاموش شوند، شاید حزن و اندوه بیشتری بر آن مجلس حاکم گردد؛ پس در مواردی به این نکته توجه داشته باشیم.
۵۹- در مرثیه خوانی از طرح سئوالات و شبهات بدون پاسخ پرهیز نماییم. مثلا در مرثیه‏ی حضرت فاطمه‏ی زهرا – علیهاالسلام – این سوال را مطرح نکنیم که چگونه ممکن است حضرت فاطمه‏ی زهرا – علیهاالسلام – بعد از مرگش، دستهای خود را از کفن بیرون آورد و امام حسن و امام حسین – علیهاالسلام – را در آغوش بگیرد و بعد پاسخ آن را هم ندهیم.
۶۰- مطالب احتمالی و مشکوک در مرثیه خوانی مانند حضور حضرت لیلا – علیهاالسلام – در کربلا را به صورت قطعی و یقینی ذکر نکنیم و یا حتی از ذکر آنها خودداری نماییم.
۶۱- بدون ضرورت، مرثیه را تکرار نکنیم و از دوباره خوانی بپرهیزیم.
۶۲- می‏توانیم از آیات، روایات، شعر، داستان و خاطره، مثال و تشبیه، ضرب المثل، آمار و اخبار صحیح و دقیق، سخنان عالمان و بزرگان و دانشمندان نظیر حضرت امام خمینی – قدس سره الشریف – و جملات و قطعه‏های ادبی و زیبایی که متناسب با موضوع و محتوای مرثیه باشند استفاده نماییم.
۶۳- اگر در خواندن مرثیه دارای سبک خاصی هستیم، آن قدر تمرین و ممارست داشته باشیم تا آن سبک را از دست ندهیم.
۶۴- در آغاز راه می‏توانیم پیش از مرثیه خوانی چند نفس عمیق بکشیم، تا ترس و دلهره‏ی ما از بین برود و آرامش جای آن را بگیرد.
۶۵- بطور طبیعی مرثیه خوانی کنیم و خود را به تکلف و زحمت نیندازیم.
۶۶- نزد عموم از به کارگیری کلمات و لهجه‏ی خاص و محلی در مرثیه خوانی خودداری کنیم و از داشتن تکیه کلام پرهیز نماییم.
۶۷- تا می‏توانیم از ابتکار و خلاقیت و ذوق و سلیقه‏ی خود و دیگران در انتخاب مراثی و کیفیت بیان و شیوه‏ی آغاز و پایان آنها استفاده کنیم.
۶۸- اگر در خواندن مرثیه اشتباهی کردیم، در همان جلسه و اگر نتوانستیم در جلسه‏ی بعد، آن اشتباه را تصحیح نماییم.
۶۹- می‏توانیم هنگام خواندن مرثیه، تحمل در برابر مشکلات و صبر در مقابل مصایب را برای شنوندگان زمینه سازی کنیم، زیرا معصوم – علیه‏السلام – فرموده است: «صبر نیمی از ایمان است».

۷۰- به مرثیه‏ای که می‏خوانیم، خودمان اعتقاد داشته باشیم، تا این اعتقاد در شنوندگان نیز تاثیر معنوی و عاطفی بگذارد.
۷۱- کیفیت بعضی گریه کردنها زننده است، از انجام چنین گریه‏هایی خودداری کنیم.
۷۲- از دروغها و تحریفاتی که در مرثیه‏ها صورت گرفته است با اطلاع باشیم تا آنها را نخوانیم.
۷۳- مواظب باشیم برای گریاندن مردم، مرثیه‏ها را کم و زیاد و تحریف نکنیم تا مثلا سوزناک شوند و مردم را به گریه اندازند.
۷۴- اگر نگاه جمعیت یا افراد خاصی مانع مرثیه خوانی ما می‏شود، می‏توانیم گاهی چشمان خود را روی هم بگذاریم.
۷۵- توجه داشته باشیم که مرثیه خوانی با زبان محاوره‏ای دلنشین‏تر از مرثیه خوانی با زبان مکاتبه‏ای است.
۷۶- مرثیه خوان با تجربه‏ای می‏گفت: «مراثی و اشعار مربوط به آن را پیش از خواب حفظ کنید تا در ذهن شما کاملا نقش ببندد».
۷۷- از هر حالت و یا حرکتی که متناسب با مرثیه خوانی و شخصیت مرثیه خوان نباشد خودداری کنیم.
۷۸- برای مرثیه خوانی و جاری ساختن اشکها، سعی کنیم احساسات و عواطف شنوندگان را برانگیزانیم.
۷۹- برای برانگیختن شور و احساس شنوندگان باید خودمان در هنگام مرثیه خوانی شور و سوز و احساس نیز داشته باشیم.
۸۰- بین محتوای مرثیه و شرایط و احساسات شنوندگان ارتباط برقرار کنیم، تا غم و اندوه بیشتری را احساس نمایند و اشک بیشتری را جاری سازند.
۸۱- هنگام مرثیه خوانی به همه‏ی جمعیت نگاه کنیم تا توجه همگان را جلب نماییم. و نیز برای جلب توجه و تاثیر بیشتر می‏توانیم در حد ضرورت و متناسب و هماهنگ با محتوای مرثیه از حرکات سر و صورت و دست استفاده کنیم.
۸۲-برای مرثیه خوانی ترس به خود راه ندهیم، و از جمعیت زیاد شنوندگان و سشخصیت آنان هراسان نشویم.
۸۳- در آغاز مرثیه خوانی ترس و لرز و دلهره و ضربان شدید قلب امری طبیعی است، از این رو یاس را به خود راه ندهیم و مرثیه خوانی را در «جاهای مختلف» و در حضور «جمعیتهای گوناگون» تمرین و دنبال کنیم تا ترس و دلهره‏ی ما از بین برود.

۸۴- آثار و فواید معنوی مرثیه خوانی را به خاطر بیاوریم، تا علاقه‏ی ما به مرثیه خواندن بیشتر شود که نعمتی بزرگ است و متاسفانه برخی از آن غافلند.
۸۵- اگر مرثیه را همراه با سخنرانی می‏خوانیم مواظب باشیم که مرثیه‏ی ما ناقض سخنرانی‏مان نباشد و بعکس، مثلا – بنا به فرض – اگر در سخنرانی می‏گوییم: «توبه در آخر عمر پذیرفته نمی‏شود» در این صورت نباید مرثیه‏ی حضرت حر را بخوانیم، زیرا حضرت حر در آخر عمرش توبه کرد و امام حسین – علیه‏السلام- توبه‏ی او را پذیرفت.
۸۶- هدف نهایی از مرثیه خوانی «گریاندن» نیست، اگر چه مرثیه‏ی همراه با گریه بهتر است.
۸۷- مرثیه خوان باید آنچنان ورزیده باشد که اگر به او گفتند در سه دقیقه مرثیه خوانی کند بتواند، و چنانچه به وی گفتند در سی دقیقه مرثیه خوانی کند باز هم بتواند.
۸۸- اگر در آغاز راه هستیم به خود «تلقین» کنیم که می‏توانیم مرثیه خوانی نماییم، زیرا تلقین یکی از راههای تعلیم و تعلم است.
۸۹- در همه جا نباید مرثیه خواند، بلکه باید یا شرایط مرثیه خوانی موجود باشد و یا شرایط آن را به وجود آورد و سپس مرثیه خواند.
۹۰- مرثیه‏ها را مطابق فهم و موقعیت فردی، سنی، زمانی و مکانی شنوندگان انتخاب کنیم و بخوانیم. مثلا برای نوجوانان مرثیه‏ی حضرت قاسم – علیه‏السلام- و برای کودکان مرثیه‏ی حضرت رقیه – علیهاالسلام – و برای بانوان مرثیه‏ی حضرت زینب – علیهاالسلام – را بخوانیم.
۹۱- می‏توانیم از مرثیه‏ها نکات اخلاقی، تربیتی، سیاسی، تاریخی و نظامی را استفاده کنیم و آنها را برای شنوندگان بازگو نماییم. یک فرمانده‏ی نظامی می‏گفت: «گاهی مواقع از مراثی امام حسین – علیه‏السلام- و پیکار او با دشمنانش، نکات نظامی را برداشت می‏کنیم».
۹۲- معمولا از تعابیری که مخصوص همان زمانها بوده است استفاده کنیم، مثلا به جای خیمه کلمه‏ی چادر یا سنگر و به جای عمود، کلمه‏ی گرز را به کار نبریم.
۹۳- مجالس دعا، ختم و مانند آن زمینه‏ی خوبی برای یادگیری و شروع مرثیه خوانی است.
۹۴- فقط برای دیگران مرثیه نخوانیم، بلکه در بعضی اوقات و در تنهایی برای خود یا خانواده‏مان نیز مرثیه بخوانیم.
۹۵- جلسه‏ی مرثیه می‏تواند برای مخاطبان، جلسه‏ی توبه و بازگشت به سوی خدا نیز باشد، به آن توجه کنیم و از آن استفاده نماییم.

۹۶- مرثیه خوان نباید بر مسموعاتی (شنیده‏ها) که به نظر دروغ و غیر صحیح یا غیر قابل قبول است تکیه کند.
۹۷- در مجالس مرثیه خوانهای خبره و مشهور شرکت نماییم، تا از روش و کیفیت مرثیه خوانی آنان نیز بهره‏مند شویم. یکی از مرثیه خوانها می‏گفت: «برای یادگیری مرثیه خوانی باید در جلسات مرثیه خوانها شرکت کنید تا با چشم خود ببینید که چگونه مرثیه می‏خوانند».
۹۸- مرسوم است که در هر یک از روزها یا شبهای دهه‏ی محرم، مرثیه‏ی یکی از وقایع یا شهدای کربلا را می‏خوانند، از مرثیه خوانان با تجربه این را سوال کنیم که مثلا در شب تاسوعا یا عاشورا چه مرثیه‏ای باید خوانده شود؛ البته این امر در جاهای مختلف متفاوت است.
۹۹- اگر مثلا در دو جا مرثیه خوانی می‏کنیم بهتر است برای هر کدام مرثیه‏ی جداگانه و یا دو قسمت مختلف از یک مرثیه را بخوانیم، زیرا در بعضی موارد ممکن است برخی از شنوندگان هر دو جا یکی باشند.
۱۰۰- مرثیه‏ها را طوری بازگو نکنیم که خواری و ذلت خاندان عصمت و طهارت – علیهم‏السلام – از آن برداشت شود.
۱۰۱- در مرثیه می‏توان به جای آمار و اعدادی که از نظر صحت مورد تردید و یا انکار است، به کلماتی از قبیل (جمعیتی بسیار)، (عده‏ای زیاد)، (تعدادی فراوان) اکتفا نمود، مثلا به جای اینکه بگوییم: «امام حسین – علیه‏السلام- چندین هزار نفر از دشمنان را کشت»، بهتر است بگوییم: «امام حسین – علیه‏السلام- تعداد فراوانی از دشمنان را کشت».
۱۰۲- شایسته است از ذکر مراثی یا آماری که موجب انکار یا عکس العمل منفی شنوندگان می‏شود خودداری کنیم. بویژه در مقابل شنوندگانی که کمتر از اعتقاد راسخ و ایمان بالا برخوردار هستند. مثلا در چنین مجالسی شاید لازم نباشد که بگوییم: «نوجوان کربلا حضرت قاسم – علیه‏السلام – سی و پنج نفر از دشمنان را کشت».
۱۰۳- می‏توانیم برخی از قسمتهای مرثیه یا اشعار و رجزهای آن را با همان زبان عربی بخوانیم و سپس آنها را ترجمه کنیم، مگر در مواری که ترجمه‏ی آنها لازم نباشد.
۱۰۴- اگر از کلمات و جملات عربی در مرثیه خوانی استفاده می‏کنیم آنها را بطور صحیح تلفظ کنیم، بویژه در مجالسی که آشنایان به زبان عربی مانند علما و طلاب حضور دارند.
۱۰۵- اگر به زبان عربی آشنایی داریم، مراثی حضرت فاطمه‏ی زهرا – علیهاالسلام – در جلد (۴۳) بحار الانوار و مراثی امام حسین و اصحابش — علیهم‏السلام – در جلدهای (۴۴) و (۴۵) بحار الانوار گردآوری شده‏اند.
۱۰۶- اگر بعد از غذا و یا با حالت کسالت، بیماری، خستگی، عصبانیت، ناراحتی، خواب آلودگی و مانند آن مرثیه خوانی نکنیم، بهتر و موثرتر است. از این رو آرامش، سلامت و استراحت کافی پیش از مرثیه خوانی را فراموش ننماییم.
۱۰۷- می‏توان برای یادگیری مرثیه‏ها و اشعار زیبا دفتری مانند کلاسور را تهیه کرد و آنها را در آن دفتر نوشت، تا در هنگام مرثیه خوانی به تناسب موضوع از مرثیه‏ها و اشعار آن استفاده نمود.

۱۰۸- کسب تجربه از خود و دیگران از رموز موفقیت در امر مرثیه خوانی است.
۱۰۹- دقت کنیم محتوای مرثیه را اشتباه نگوییم. مثلا توجه داشته باشیم که حضرت عباس – علیه‏السلام- مشک آب را اول به دست راستش گرفت و یا به دست چپش؟ یا مثلا امام حسین – علیه‏السلام – زبانش را در دهان حضرت علی اکبر – علیه‏السلام – گذاشت و یا بعکس؟
۱۱۰- در مرثیه خوانی از این شاخه به آن شاخه نپریم، بلکه همان موضوع و محتوای مرثیه را برای شنوندگان بازگو کنیم.
۱۱۱- سعی کنیم مرثیه را برای شنوندگان «مجسم» نماییم.
۱۱۲- در مرثیه خوانی مواظب باشیم به جای تقویت روحیه، تضعیف روحیه نکنیم.
۱۱۳- اگر مرثیه خوانهای دیگری برای خواندن در مجلس حضور دارند، وقت آنان را نیز در نظر داشته باشیم.
۱۱۴- خواندن مرثیه را بیش از حد، طولانی نکنیم، تا موجب ملال و خستگی شنوندگان نشود و بر آنان اثر منفی نگذارد؛ بویژه در مجالسی که علاقه و زمینه‏ی کمتری نسبت به مرثیه در آنها وجود دارد، از طولانی کردن مرثیه خودداری نماییم.
۱۱۵- در غیر موارد ضروری، مرثیه را متناسب با زمان خود بخوانیم، مثلا مرثیه ورود امام حسین – علیه‏السلام- به کربلا را در همان اوایل محرم و مرثیه‏ی ورود جابر بن عبدالله انصاری به کربلا را در روز اربعین بخوانیم.
۱۱۶- سعی کنیم حتما در ایام خاص و ویژه ماند ماههای محرم و صفر و ایام فاطمیه و شبهای قدر و وفات و شهادت مرثیه بخوانیم. و شایسته است در این ایام از خنده و مزاح پرهیز کنیم.
۱۱۷- از کتابهای مقتل (مقاتل) و مرثیه‏هایی که دارای مدرک و سند و مأخذ صحیح و معتبر هستند استفاده کنیم، و از هر مرثیه خوانی، مرثیه‏ها را نقل ننماییم و برای دیگران نخوانیم. کتابهای منتهی الامال، نفس المهموم و بیت الاحزان محدث قمی، لهوف سید بن طاووس، جلاء العیون مجلسی و ارشاد شیخ مفید در زمینه‏ی مرثیه خوانی کتابهای خوب، مفید و معتبری هستند.
۱۱۹- اگر مأخذ و مدرک مرثیه را به شنوندگان بگوییم بهتر است، بخصوص در مجالسی که طلاب، علما و بزرگان حضور دارند.
۱۲۰- آرام و شمرده شمرده مرثیه را بخوانیم و با فریاد و با شتاب و سرعت بیش از حد، مرثیه خوانی نکنیم.
۱۲۱- هنگام خواندن مرثیه فاصله‏ی مناسب دهان خود با میکروفون را رعایت کنیم، تا صدا خوب منتقل شود و بلندگو سوت نکشد. و توجه داشته باشیم که صدای بلندگو بیش از اندازه، کم یا زیاد نباشد.

۱۲۲-اگر مرثیه را با صوت زیبا بخوانیم دلنشین‏تر است. و اگر صوت زیبا نداریم، مرثیه را به صورت عادی و معمولی و بدون صوت بخوانیم، ولی مرثیه خوانی را به خاطر نداشتن صوت زیبا ترک و رها نکنیم.
۱۲۳- در جاهایی که مرثیه، سوزناک و حزین می‏باشد، بهتر است هماهنگ با آن، صدایمان را سوزناک و حزین و چهره‏مان را اندوهناک نماییم.
۱۲۴- شایسته است صوت ما هنگام خواندن مرثیه یکنواخت نباشد، بلکه صوت خود را به تناسب محتوای مرثیه و به گونه‏ای که زننده نباشد بالا و پایین ببریم و بلند و آهسته کنیم.
۱۲۵- اگر در شیوه و سبک مرثیه خوانی از کسی تقلید می‏کنیم آن را به مرور زمان ترک نماییم تا خودمان صاحب سبک شویم، البته گفته‏اند در آغاز راه، تقلید از مرثیه خوانهای دیگر اشکالی ندارد.
۱۲۶- اگر مرثیه خوانهای دیگری نیز در مجلس حضور دارند از روی احترام، از آنان کسب اجازه کنیم و به آنها تعارف نماییم.
۱۲۷- کتابها و اشعار مرثیه و نوحه خوانی را مطالعه کنیم، و به نوارهای مرثیه و نوحه خوانی گوش فرادهیم.
۱۲۸- از بانی و مؤسس و دست اندرکاران مجلس روضه خوانی تشکر و قدردانی نماییم، اما به صورت مبالغه‏آمیز و خارج از حد و فراتر از واقعیت نباشد.





نوشته شده در تاريخ جمعه 25 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - حضرت اباالفضل عباس (ع) درکلام بزرگان

علامه شیخ عبدالواحد مظفر

«عباس، از فقهای عظام و علمای اعلام بوده و شکی نیست که او وحید در فقاهت وعلم است(۱).

آیت الله شیخ محمد ابراهیم کلباسی

«طبقه رعیت را درک مقام و مرتبه فضل او میسر نیست، بلکه عباس، علم ربانی دارد وعالم ربانی است (۲).

علامه میرزا محمدعلی اردوبادی

علامه قصیده ای سروده است که ترجمه برخی ابیات آن چنین است :«عباس که عالم به قرآن، آگاه به طریق هدایت و علم ودین ومنسوب به خمسه طیبه است، شأنش را بس والاتر ازآن می دانم که تیری پرتاب کند و به هدف ننشیند یا کرداری از او سرزند وآلوده به گناه باشد.ما همانند زاده رسول خد(ص) (یعنی امام حسن وامام حسین(ع) عصمت را در او شرط نمی دانیم، اما چنین نیست که بگویی از او گناهی سرزده باشد (۳).

علامه محقق، مولا محمد باقر بیرجندی

«عباس (ع) از بزرگان اهل فضل وبصیرت خاندان عصمت و طهارت بوده، بلکه عالِم تعلیم نیافته است واین با برخورداری او از تعالیم پدرش منافاتی ندارد»(۴).

علامه مامقانی
«وقد کان من فقهاء اولاد الائمه؛ حضرت اباالفضل العباس(ع) از فقهای فرزندان امامان (ع) بود»(۵).
۱٫ امیر مؤمنان علی(ع) دست های قمر بنی هاشم راپس از ولادت بوسید.
از این رو، گفته اند: می توان دست فرزند را از سر عطوفت وشفقت بوسید(۶).
۲٫ در زیارت نامه منسوب به حضرت ولی عصر(ع) و درسلام آن حضرت (ع) به قمر بنی هاشم به چهار فضیلت سقای کربلا، حضرت عباس (ع) اشاره شده است:
الف) جانش را نثار برادر کرد؛
ب) دنیا را وسله نیل به آخرت قرار داد؛
ج) نگهبان سپاه وخیمه های حرم حضرت سیدالشهدا(ع) بود و بسیار کوشید آب را به لب تشنگان برساند؛
د)دو دستش در راه جهاد فی سبیل الله قطع شد(۷).
۳٫ حضرت ابوالفضل العباس(ع) با توجه به زمان تولدش، پنجمین پسر حضرت علی(ع) است.فرزندان آن حضرت عبارتنداز: امام حسن(ع)؛ امام حسین (ع)؛ حضرت محسن که در سال ۱۱هجری قمری سقط وشهید شد؛ محمد حنفیه وحضرت عباس.
۴٫ بنا بر ظن قوی نقل است محل دفن سر مقدس حضرت قمر بنی هاشم (به همراه سر مقدس علی اکبر وحبیب بن مظاهر) در قبرستان باب الصغیر دمشق در سوریه است. (۸)

پی نوشت :

۱-نک:بطل العلقمی، ج۲، صص۱۸۴ و۱۸۵٫
۲-نک:خصائل العباسیّه.
۳-نک: مجید زجاجی کاشانی، سقای کربلا، ص ۷۰٫
۴-۴۸۰داستان از فضایل، مصائب و کرامات حضرت اباالفضل العباس(ع)، ص ۱۰۲، به نقل از : محمد باقر بیرجندی، کبریت احمر.
۵-نک:نتقیح المقال، ج۲، ص۱۲۸٫
۶-چهره درخشان قمر بنی هاشم، ج۱، ص۹٫
۷-همان، صص۱۱و ۱۲، به نقل از: سوگنامه آل محمد.
۸-نک: علامه سید محسن امین جبل عاملی، اعیان الشیعه،ج ۱،ص ۶۲۷٫

منبع: اشارات شماره۱۲۸





نوشته شده در تاريخ جمعه 25 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - درباره زیارت عاشورا

حضرت امام صادق(ع) فرموده: هرکس بوسیله خواندن زیارت عاشورا، جدم حسین(ع) را زیارت کند ” چه از راه دور یا نزدیک” به خدا قسم خداوند هر حاجت مادی و معنوی داشته باشد به او می دهد.

چند نکته در رابطه با این حدیث قابل ذکر می باشد:

اول اینکه گوینده مطلب یک امام معصوم است، بنابراین خیلی قابل اهمیت می باشد.

دوم اینکه امام معصوم قسم می خورد که این تأکیدی براینکه حتماٌ حاجت این شخص را خداوند خواهد داد.

سوم اینکه می توان در صورتی که امکان نداشته باشد از نزدیک امام حسین(ع) را بوسیله خواندن زیارت عاشورا زیارت کند، از راه دور این کار را انجام دهد.

چهارم اینکه حاجات مادی و معنوی بوسیله این زیارت توسط خداوند برآورده می گردد.

برای رسیدن به مقام قرب الهی نیز وسائل گوناگون وجود دارد ولی وسیله مطمئن، راحت، سریع و … برای رسیدن به خداوند عشق به امام حسین(ع) می باشد.با عشق و ارادت به سالار شهیدان کربلا می توان سریعتر و مطمئن به هدف رسید.

برای رسیدن به محبت و عشق و علاقه امام حسین(ع) نیز راههای گوناگون وجود دارد ولی راهی که سریعتر انسان می تواند بوسیله آن به بارگاه امام حسین(ع) راه یابد، و جزو شیفتگان و عشاق سیدالشهداء گردد، از طریق خواندن زیارت عاشورا و خصوصاٌ مداومت به خواندن این زیارت شریف می باشد.

دلایل مختلفی برای اثبات این ادعا وجود دارد که عبارتند از :

۱- زیارت عاشورا از احادیث قدسی می باشد. روایت صفوان در مورد زیارت عاشورا بیان کننده این امر است که جبرئیل امین این زیارت را از طریق خداوند متعال برای پیامبر(ص) قرائت نمود و این زیارت از طریق معصومین به امام باقر(ع) رسید و از طریق این امام معصوم به دست شیعیان و دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت(ع) رسیده است.

۲- ائمه ما شیعیان خصوصاٌ امام زمان(ع) تأکید به خواندن و مداومت به خواندن این زیارت شریف داشته اند، چنانچه در ملاقاتی که سید رشتی با امام زمان(ع) داشته اند، امام زمان به سید رشتی می فرمایند: که چرا عاشورا نمی خوانید و بعد سه بار می فرمایند عاشورا، عاشورا، عاشورا.(مفاتیح الجنان- شیخ عباس قمی)

۳- علماء وبزرگان ما نیز برخواندن عاشورا و مداومت به آن تأکیدفراوان داشته اند و خود نیز این کار را انجام می داده اند و یکی از علل موفقیت اکثر بزرگان و علماء خواندن زیارت عاشورا بوده است.

چه بسیار زیبا است که انسان در هر زوز صبح ۵ دقیقه از وقت خود را برای سالار شهیدان و زیارت عاشورا قرار دهد. چه صبح و روز زیبائی خواهد بود روزی که با نام و یاد عزیز زهرا(س) شروع شود.

مطمئن باشید که امام حسین(ع) جواب سلام شما را می دهد. فقط باید دل را پاک کرد تا جواب سلام امام را شنید و یقین داشته باشید که جواب سلام را امام حسین(ع) می دهد، چون جواب سلام واجب است و امام معصوم محال است ترک واجب نماید. فقط باید گوش ما شنوا و لایق شنیدن جواب سلام ایشان باشد.





نوشته شده در تاريخ جمعه 25 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - دعای تربت مقدسه امام حسین (ع)

دعای تربت مقدسه امام حسین علیه السلام با صدای محسن فرهمند آزاد با لینک مستقیم

حجم فایل : ۱٫۳۱ مگابایت

لینک دانلود : مستقیم





نوشته شده در تاريخ جمعه 25 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - بزرگترین انگیزه قیام امام حسین (ع)

این سؤال مطرح است که چرا با وجود شناخت امام از مردم و قدرت بنی امیه چرا امام حسین قیام کرد و مانند امام حسن با حکومت کنار نیامد؟ چند نمونه از علل را در ذیل می آوریم:

۱٫ امر به معروف و نهى از منکر

بزرگترین انگیزه قیام امام حسین علیه السلام مسئله امر به معروف و نهى از مـنکر است که این دو از مـهمـتـرین ارکان دین است و امـام عـلیه السلام در درجه اول مسئول اجراء این امر مهم اسلامى است .

چنانکه در وصیت به برادرش محمد بن حنفیه اعلان فرمود :« قـیام مـن بر مبناى تمایلات نفسانى نیست ، من به منظور طغیان و فساد و تباهى و ستم خـروج نمـى کنم بلکه انگـیزه ام اصلاح امـت جدم رسول خدا است و مقصود و منظورم امر به معروف و نهى از منکر است» ۱

چـون بنى امـیه این دو رکن بزرگ و مـهم اسلامـى را متزلزل ساخته بودند که نه تنها امر به معروف و نهى از منکر متروک گشته بود بلکه معروف منکر و منکر معروف تلقى مى شد و امام علیه السلام در این مسیر مکرر به این حقیقت اشاره فـرمـود که اولین بار در سخـنرانى حضرت در منزل ذى حسم و برخورد با حر و سپاهیانش فرمود:

« مـگـر نمـى بینید که به حق عـمـل نمـى شود و از باطل جلوگـیرى نمـى شود مـؤمن باید براى اجرا این مهم مشتاق دیدار پروردگارش باشد .» ۲

و لذا حسین عـلیه السلام به مـیدان جهاد قدم نهاد تا این اساس و پایه مهم اسلامى را استوار سازد و اسلام محکم و مستحکم بماند.

۲ ـ زنده کردن ارزشهاى اسلامى

حکومت اموى سعى بلیغ می نمود که ارزشهاى اسلامى را که کرامت انسانها بدان بستگى دارد مـحو و نابود ساخـتـه و ضد ارزشها را که در جاهلیت بدان افتخار مى کردند و ارج مى نهادند جایگزین ارزشهاى اسلامى نماید!

از جمله ارزشهایى که اسلام روى آن زیاد سرمایه گذارى کرده و حکومت بنى امیه با تمام قدرت در محو و اضمحلال آن ایستادگى مى کرد این امور است :

الف ـ وحدت اسلامى :

پـیامـبر اکرم صلى الله علیه و آله براى ایجاد وحدت و برادرى اسلامى سعى و کوشش وافـى مـبذول مـى فـرمـود ولى مـعـاویه از طرق مختلف مخصوصا از طریق احیاى تعصبات قبیله اى و وادار کردن شعراى قبایل بر هجو قبیله رقیب و خانواده هاى آنان وحدت اسلامـى را ریشه کن مـى کرد تـا جائیکه یزید یکى از شعـراى زمـان بنى امـیه انصار و مـردمـى که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم را در مدینه جاى دادند و حمایت کردند هجو می کند.

اگـر در اشعـار شعـراى امـوى دقـت شود روشن تـرین اثـرات آن همـان قـذف و هجو قـبایل و خـانواده هاى رقـیب آنان است . در اشعار شعراى معاصر اموى کمترین اثرى از فضائل انسانى و آثار خوب اجتماعى و اخلاق اسلامى دیده نمى شود.

حسین علیه السلام براى احیاى آثار و اخلاق اسلامى قیام کرد.

و نیز اخـتـلافـاتى که بین اعراب و اصیل و موالى به وجود آوردند که عرب کتابهایى در انتـقـاد بر مـوالى یعـنى اقـوامـى که از ایران و سایر کشورهاى غیر عربى در عراق و کشورهاى عربى زندگى مى کردند تصنیف و تالیف کردند و بر عکس موالى کتابهایى علیه اعراب نوشتند که این حرکت برخلاف مقررات و موازین اسلامى بوده و وحدت اسلامى را مختل مى کرد.

بزرگترین انگیزه قیام امام حسین علیه السلام مسئله امر به معروف و نهى از مـنکر است که این دو از مـهمـتـرین ارکان دین است و امـام عـلیه السلام در درجه اول مسئول اجراء این امر مهم اسلامى است.

چنانکه در وصیت به برادرش محمد بن حنفیه اعلان فرمود :« قـیام مـن بر مبناى تمایلات نفسانى نیست ، من به منظور طغیان و فساد و تباهى و ستم خـروج نمـى کنم بلکه انگـیزه ام اصلاح امـت جدم رسول خدا است و مقصود و منظورم امر به معروف و نهى از منکر است»

ب ـ حریت :

چـنانکه مـى دانیم و در تـواریخ مـذکور است در دوران حکومـت امـوى ، سفـره قـتـل و شمـشیر یگانه حاکم در این دستگاه مستبد بود که بدون رسیدگى به حق و حقیقت سفـره قـتـل گـستـرده مـى شد و جلاد به دستـور حاکم بیگـناهى را به قتل مى رسانید، چنانکه حجاج بن یوسف ثقفى یکى از حکام زمان عبدالملک مى گفت : از غذا و طعـام وقـتـى لذت مـى برم که انسانى را ببینم در خـون خـود دست و پا مى زند و من مـشغول طعام باشم در چنین محیطى هیچ کس را قدرت و جرئت آن نبود که به نحوه کردار و رفتار ناشایست حکام انتقاد نماید و یا به دفاع از حقوق از دست رفته خود پردازد.

حسین علیه السلام قیام کرد تا به انسانهاى زیر بار ظلم و ستم بیاموزد که چگونه مى تـوانند به حقـوق خـود برسند و حریت و آزادى از دست رفته را باز یابند، و تاریخ گـویاى این مطلب است که هنوز چند ماهى از شهادت حسین علیه السلام بیش نگذشته بود که قیام ها یکى پس از دیگرى شروع شد تا حکومت اموى را ریشه کن نمود.

آرى مـردم با شهادت حسین علیه السلام درس آزادى و آزادگى را از دانشگاه خون و شهادت کربلا آموختند و براى بدست آوردن حریت بپا خاستند.

ج ـ اخلاق اسلامى و انسانى :

از زمـان رحلت رسول خـدا صلى الله عـلیه و آله هیچ یک از خلفاء همانند على علیه السلام به فکر تربیت روحى و اخلاقى جامعه نبودند اما آنقدر مشکلات براى حضرت على عـلیه السلام ایجاد کردند که نتـوانست راهى را براى تنویر افکار عمومى و اخلاق اسلامى و هدایت روحى جامعه پیش گرفته بود به مقصد برساند.

و در زمان حکومت اموى نه تنها در مسیر تربیت جامعه قدمى برنداشتند بلکه مى کوشیدند تا جامعه را به فساد بکشانند زیرا حکومتهاى فاسد با جامعه صالحه نمى توانند کنار بیایند چه که مردم صالح و شایسته همواره مخالف حکومت هاى ضد خدایى هستند از این رو کوشیدند تا مردم را همانند خود بسازند و لذا مردم در این دوران بحکم (( النّاس على دین ملوکهم )) نه تنها پاى بند به صلاح نبودند بلکه ترسی هم از ارتکاب فساد در آنها نبود و مـظاهر فساد اخلاق از قبیل دروغ ، نقض عهد، لهو و لعب در همه جا به چشم مى خورد، چنانکه رئیس حکومت اموى معاویة بن ابى سفیان پس از پیمان با حضرت حسن بن على علیه السلام اظهار داشت که به هیچ یک از شرایطى که در قرارداد به نفع حسن بن على قرار داده عـمـل نخـواهد کرد و حاکم کوفـه نیز به امـانى که به مـسلم بن عقیل داده بود وفا نکرد.

و مردم کوفه که با همین سیره نشو و نما کرده بودند به سادگى پشت پا به همه وعده هایی که به حسین علیه السلام داده بودند زدند و منکر همه نامه هاى خود شدند و چه ننگى بالاتـر از این که فـرزند پـیغـمـبر و سید جوانان اهل بهشت را براى قبول مسئولیت پیشوایى خود دعوت نمایند و اصرار ورزند که اگر نیایى در پیشگاه خدا با تو احتجاج خواهیم کرد و چون دعوت آنان را پذیرفت در مقابلش صف آرائى نموده و خونش را بریزند.

امـام عـلیه السلام در روز عـاشورا خطاب به مردم کوفه فرمود: اى شیث بن ربعى و اى حجار بن ابجر و اى قیس بن اشعث و اى زید بن حارث آیا شما به من ننوشتید که میوه هاى ما رسیده و باغات ما سرسبز است اگر بسوى ما بیایى بر سپاه مجهزى وارد خواهى شد؟

این تیره بختان با کمال وقاحت و بدون هیچ شرم و حیا گفتند: ما چنین نامه هائى ننوشتیم !

امام متعجّبانه فرمود: آرى به خدا قسم نوشتید و لذا تن به شهادت داد تا اخلاق اسلامى و انسانى را که در جامعه آن روز مرده بود زنده کند.

پى‏نوشت‏ها :

۱٫ حیات الحسین ج ۲ ص ۲۶۴ – بلاغة الحسین ص ۶۴٫

۲٫ حیات الحسین ج ۳ ص ۹۸ – نفس المهموم ص ۱۹۱ – بلاغة الحسین ص ۲۵٫

منبع: آنچه در کربلا گذشت، آیت الله محمد على عالمى

 





نوشته شده در تاريخ جمعه 25 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - فلسفه قیام حسینى

با توجه به اینکه حسین علیه السلام از قدرت بنى امیه و از ضعـف و زبونى مـردم زمـان مـطلع و آگـاه بود و رفتارکوفـیان را با پدرش على علیه السلام و برادرش امام مجتبى دیده بود، پس چرا قیام کرد و مانند برادرش حضرت امام حسن علیه السلام با حکومت وقت کنار نیامد؟

۱ ـ ریشه کن کردن مظالم حکومت اموى

یکى از بزرگترین فلسفه قیام حسینى ایستادگى در برابر ظلم و ستم بى حساب حکومت اموى مخصوصا نسبت به شیعیان و تصفیه حساب حکومت با شیعه بود .

مـظالم حکومت اموى بى حد و حصر و در شمار نمى آید که ما فقط به چند نمونه آن اشاره مى کنیم :

الف ـ سلب امنیت :

حکام امـوى براى آنکه بیشتر بر مردم مسلط گردند و حق نفس کشیدن را حتى از مردم سلب کنند در سراسر کشور اسلامـى چنان ترس و وحشتى به وجود آورده بودند که فوق آن مـتـصور نبود، افـراد بى گناه را به جاى گناهکار و مطیع را به جاى مخالف مجازات مى کردند، با ظن و گـمـان و تـهمت افراد را تحت فشار قرار مى دادند، نیکان و خوبان را بدون مـحاکمه به زندان مى انداختند.

هیچـکس بر مـال و جان خود ایمن نبود و لذا حسین علیه السلام قیام کرد تا این ستمها و ظلم ها را ریشه کن نماید.

ب ـ تحقیر امت اسلامى :

یکى از کارهاى خطرناک حکومت اموى تحقیر و اذلال و خوار ساختن مؤمنان مخصوصا شیعیان امـیرالمؤمنین حضرت على بن ابیطالب علیه السلام بوده است ، و یکى از نشانه هاى این تحقیر داغ نهادن بر صورت و گردن برخى از شیعیان یعنى همان طورى که دامها را به مـنظور شناسائى بر گونه و سر و گوش آنها داغ مى نهند و یا غلامان زر خرید حبشى را عـلامـت بردگى با داغى نشان مى گذاشتند، با شیعیان و مؤمنین راستین و دوستان على علیه السلام چنین مى کردند حسین علیه السلام قیام کرد تـا باب عـزت و آزادى را بر روى آنان بگشاید و از این کابوس خـطرناکى که حیات و زندگـى آنان را در گرداب عمیقى قرار داده است نجات بخشد، چـنانکه در تـاریخ ثـبت است حجاج بن یوسف ثـقـفـى، گـردن انس بن مـالک و سهل بن سعد و دست جابر بن عبدالله انصارى را به جرم دوستى با على علیه السلام داغ نهاد.۱
یکى از بزرگترین فلسفه قیام حسینى ایستادگى در برابر ظلم و ستم بى حساب حکومت اموى مخصوصا نسبت به شیعیان و تصفیه حساب حکومت با شیعه بود

۲ـ دفع ظلم از شیعه

حسین عـلیه السلام از مـشاهده ظلم هایى که از ناحیه معاویه بر شیعیانش می گذشت در رنج بود که ستـم بر آنان را به حد اعـلا رسانیدند، خـونهایشان را بدون دلیل مـى ریخـتـند، حتى بزرگانى را که نمى توانستند مستقیما با آنها مواجه گردند و عـلنا آنها را بکشند ترور مى کردند، و در این زمینه بى شرمى را بجایى رسانیدند که مـعـاویه به کشتن یاران على افتخار مى کرد، چنانچه به حسین علیه السلام اظهار داشت : یا ابا عبدالله مى دانى که یاران پدرت را کشتیم و آنان را حنوط کردیم و کفن نمودیم و بر آنها نماز خواندیم و دفن کردیم ، حسین در جواب معاویه فرمود: لیکن، اگر دوستان شمـا را بکشم نه آنها را غسل مى دهیم و نه کفن مى کنیم و نه دفن خواهیم کرد (حسین علیه السلام با این جمـله مـعاویه را محکوم کرد یعنى معاویه دوستان على را مؤمن و مسلمان مى داند که احکام اسلامـى را درباره شان اجرا مى کند و با این عقیده آنها را بدون جرم به قـتـل مى رساند) معاویه منتهى درجه کوشش خود را در دشمنى با دوستان على بکار برد و به هر نحو ممکن با آنها تصفیه حساب کرد که ما به چند نمونه از آنها اشاره مى کنیم :

۱ ـ بزرگـان آنان را مـانند حجربن عـدى و عـمـرو بن حمـق خـزاعـى و صیفـى بن فسیل را اعدام کرد.

۲ ـ عده اى را مانند میثم تمار به دار آویخت و مثله کرد.

۳ ـ عده اى را زنده بگور کرد.

۴ ـ خانه افرادى از شیعیان على علیه السلام را خراب کرد.

۵ ـ براى زنان شیعه ایجاد ترس و رعب مى نمود مخصوصا زنانى که در جنگ صفین با على علیه السلام بودند مانند: زرقاء دختر عدى بن حاتم و ام الخیر با رقیه و سوده بنت عـمـاره و ام البراء و بکاره هلالیه ، اروى بنت حارث و دارمیه حجونیه ، به فرماندارانش نوشت که زنان را جلب کرده به شام بفرستد، معلوم است براى یک زن چقدر سخت مى گـذرد که او را از شهرى به شهرى آنهم با وسائل آن روز جلب کنند به ویژه آنکه وسیله مامورین مرد انجام گیرد.

۶ ـ به استانداران و فرمانداران اعلان کرد: گواهى دوستان على را در محاکم نپذیرند.

۷ ـ همـچـنین طى بخـشنامـه اى دستـور داد حقـوق یاران عـلى را از بیت المال قطع کنند.

۸ ـ حدود پنجاه هزار نفر از شیعیان را به خراسان یعنى ایران امروز تبعید نمود.

چون حسین علیه السلام از رفتار معاویه احساس خطر بیش از حد را نمود آن نامه تاریخى را براى معاویه نگاشت که در آن اعمال و خلافکاری هایش را یادآور شد و او را به اعمالش توبیخ کرد. ۲
حسین عـلیه السلام که شنیدن سبّ پدر بزرگوارش در منابر از هزار بار مردن برایش دشوارتـر بود براى رسیدن به مـیدان جهاد و شهادت در راه خدا پر می کشید و لحظه شمارى می کرد، پس حسین علیه السلام قیام کرد تا آثار نبوت و خاندان پیامبر را احیا کند و موقعیت اسلامى آنان را بازگرداند

۳ ـ احیاى اهل بیت

یکى از کارهاى مـعـاویه این بود که به هر طریق مـمـکن مـى کوشید تـا نام و یاد اهل بیت رسول اللّه را مـحو و نابود کند و آثـار و فضایل و مناقب آنان را ریشه کن نماید، از جمله راه هایى که معاویه براى رسیدن به این هدف در پیش گرفته بود اینهاست :

۱ ـ وضع و جعل اخبار و احادیث از زبان رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در پائین نشان دادن مقام آنان .

۲ ـ مى کوشید تا جامعه مخصوصا نسل نو را دشمن خاندان پیغمبر تربیت کند.

۳ ـ هر که فـضائل على علیه السلام و خاندانش را ذکر مى کرد با سخت ترین عقوبات کیفر مى داد!

۴ ـ به استـانداران و فـرمـانداران دستور داده بود تا بر منابر و خطبه هاى نماز جمعه اهل بیت را لعن و سبّ (دشنام ) نمایند!

حسین عـلیه السلام در کنفـرانس سیاسى بزرگـى که در مـکه مـکرمـه تـشکیل داد و مـسلمـانان سراسر کشور اسلامى آن روز شرکت داشتند مردم را از هدف شوم معاویه که مى خواهد موقعیت اسلامى اهل بیت را ساقط نماید آگاه ساخت .

حسین عـلیه السلام که شنیدن سبّ پدر بزرگوارش در منابر از هزار بار مردن برایش دشوارتـر بود براى رسیدن به مـیدان جهاد و شهادت در راه خدا پر میکشید و لحظه شمارى میکرد، پس حسین علیه السلام قیام کرد تا آثار نبوت و خاندان پیامبر را احیا کند و موقعیت اسلامى آنان را بازگرداند. ۳

۴ ـ از بین بردن بدعت

یکى دیگـر از کارهاى حکومت اموى در برابر اسلام ایجاد بدعت و نشر آن بود تا بدین وسیله اسلام را تـحریف و از مـسیر صحیح منحرف نماید و روش حکومت اموى در این مسیر بدعـت هاى جاهلى را زنده مى کرد تا در مقابل ، سنت هاى اسلام را از بین ببرد چنانکه امام علیه السلام در نامه اى که براى مردم بصره نگاشت به این حقیقت اشاره کرد:

فـانّ السنة قـد امـیت و البدعـة قـد احییت همـانا سنت رسول خـدا را بدست فـرامـوشى سپـردند و بدعـت ها را زنده کردند، یا در نقـل دیگـرى است ؛ فانى ادعوکم الى احیاء معالم الحق و اماتة البدع ; شما را به زنده کردن مـعـارف اسلامـى و از بین بردن بدعـتـها دعـوت مـى کنم .۴ و بهمین دلیل حسین عـلیه السلام قـیام کرد تـا رسوم جاهلیت را ریشه کن ساخته و سنت جدش رسول خدا صلى الله علیه و آله را احیا نموده و در میان جامعه اسلامى رواج دهد.

پى‏نوشت‏ها:

۱٫ پیامبر و یاران ج ۲ ص ۱۳۵٫

۲٫ تـاریخ یعـقـوبى ج ۲ ص ۲۰۶ – حیاه الحسین ج ۲ ص ۱۷۶ و ۱۷۸ – شرح ابن ابى الحدید ج ۳ ص ‍ ۱۶٫

۳٫ ابن ابى الحدید ج ۳ ص ۱۵٫

۴٫ حیات الحسین ج ۲ ص ۲۶۴ – بلاغة الحسین ص ۶۴٫

منبع: آنچه در کربلا گذشت، آیت الله محمد على عالمى





نوشته شده در تاريخ جمعه 25 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - فضایل امام حسین (ع) در قرآن کریم

آیاتی از قرآن مجید که از آنها فضیلت و عظمت مقام حسین (ع) استفاده می‏شود فراوان است که در این یادداشت به چهار نمونه از آن‌ها اشاره می‌شود.

۱٫ آیه مودّت
خداوند در قرآن کریم می فرماید: قُلْ لا أَسْألُکُمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلّا المَوَدَّةَ فِی القُرْبی‏ (الشوری: ۲۳)
(بگو: من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی‏کنم جز دوست‏داشتن نزدیکانم [اهل بیتم‏])

احمد بن حنبل در مسند، ابو نعیم حافظ، ثعلبی، طبرانی، حاکم، رازی ، شبراوی، ابن حجر، زمخشری ، ابن منذر، ابن ابی حاتم، ابن مردویه ، سیوطی و گروهی دیگر از علماء اهل سنت از ابن عباس روایت کرده‏اند که زمانی که این آیه نازل شد اصحاب گفتند: ای پیامبر خدا، این خویشاوندان تو که واجب گردیده بر ما مودّت و دوستی آنان کیستند؟
حضرت پیامبر (ص) فرمود: علی، فاطمه و دو پسر آنها یعنی حسن و حسین. (الغدیر ۲/۳۰۷)
جالب اینکه امام شافعی در مورد حب اهل بیت (ع) گفته است:
یا أَهلَ بَیْتِ رَسُولِ اللَّهِ حُبُّکُمْ / فَرْضٌ مِنَ اللَّهِ فِی القُرآنِ أَنزَلَهُ‏
کَفاکُمْ مِنْ عَظِیِم القَدرِانَّکُمْ / مَنْ لَم یُصَلِّ عَلَیکُم لا صَلوةَ لَهُ
(ای اهل بیت رسول خدا محبت شما از سوی خداوند در قرآنش واجب شده است. در عظمت قدر و منزلت شما همین بس که هرکس در نماز بر شما صلوات نفرستد نماز نخوانده است)
(در کتاب الغدیر آمده که انتساب این ابیات به امام شافعی از شرح المواهب زرقانی جلد ۷ ص ۷ و جمعی دیگر است)
مفسر معروف علامه طبرسی از شواهد التنزیل حاکم حسکانی که از مفسران و محدثان معروف اهل سنت است نقل می‏کند که پیامبر اسلام (ص) فرمود:
ان اللَّه خلق الانبیاء من اشجار شتی، و انا و علی (ع) من شجرة واحدة، فانا اصلها، و علی فرعها، و فاطمة لقاحها، و الحسن و الحسین ثمارها، و اشیاعنا اوراقها ـ تا آنجا که فرمود ـ لو ان عبدا عبدالله بین الصفا و المروة الف عام، ثم الف عام، ثم الف عام، حتی یصیر کالشن البالی، ثم لم یدرک محبتنا کبه اللَّه علی منخریه فی النار، ثم تلا: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً
(خداوند انبیاء را از درختان مختلفی آفرید، و من و علی را از درخت واحدی، من اصل آنم، و علی شاخه آن، فاطمه موجب باروری آن است، و حسن و حسین میوه‏های آن، و شیعیان ما برگهای آنند … سپس افزود: اگر کسی خدا را در میان صفا و مروه هزار سال، و سپس هزار سال، و از آن پس هزار سال، عبادت کند، تا همچون مشک کهنه شود، اما محبت ما را نداشته باشد خداوند او را به صورت در آتش می‏افکند، سپس این آیه را تلاوت فرمود: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی‏) (مجمع البیان ۹/۴۳)
همچنین زمخشری در کشاف درباره محبت اهل بیت (ع) حدیثی نقل کرده که خیلی ارزنده و پرمعناست و فخر رازی و قرطبی نیز از او اقتباس کرده‏اند: حدیث مزبور به وضوح مقام آل محمد (ص) و اهمیت حب آنها را بیان می‏دارد. رسول خدا (ص) فرمود:
من مات علی حب آل محمد مات شهیدا الا و من مات علی حب آل محمد (ص) مغفورا له الا و من مات علی حب آل محمد مات تائبا الا و من مات علی حب آل محمد مات مؤمنا مستکمل الایمان الا و من مات علی حب آل محمد بشره ملک الموت بالجنة ثم منکر و نکیر الا و من مات علی حب آل محمد یزف الی الجنة کما تزف العروس الی بیت زوجها الا و من مات علی حب آل محمد فتح له فی قبره بابان الی الجنة الا و من مات علی حب آل محمد جعل اللَّه قبره مزار ملائکة الرحمة الا و من مات علی حب آل محمد مات علی السنة و الجماعة الا و من مات علی بغض آل محمد جاء یوم القیامه مکتوب بین عینیه آیس من رحمة الله الا و من مات علی بغض آل محمد مات کافرا الا و من مات علی بغض آل محمد لم یشم رائحة الجنة. (کشاف ۴/۲۲۰، تفسیر فخر رازی ۲۷/۱۶۵ ، تفسر قرطبی ۸/۵۸۴۳ ، نمونه ۲۰/۴۱۴ )
(هر کس با محبت آل محمد بمیرد شهید از دنیا رفته، آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد از دنیا رود بخشوده است، آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد از دنیا رود با توبه از دنیا رفته، آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد از دنیا رود مؤمن کامل الایمان از دنیا رفته، آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد از دنیا رود فرشته مرگ او را بشارت به بهشت می‏دهد، و سپس منکر و نکیر (فرشتگان مامور سؤال در برزخ) به او بشارت دهند، آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد از دنیا رود او را با احترام به سوی بهشت می‏برند آن چنان که عروس به خانه داماد، آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد از دنیا رود در قبر او دو در به سوی بهشت گشوده می‏شود، آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد از دنیا رود قبر او را زیارتگاه فرشتگان رحمت قرار می‏دهد، آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد از دنیا رود بر سنت و جماعت اسلام از دنیا رفته، آگاه باشید هر کس با عداوت آل محمد از دنیا رود روز قیامت در حالی وارد عرصه محشر می‏شود که در پیشانی او نوشته شده: مایوس از رحمت خدا، آگاه باشید هر کس با بغض آل محمد از دنیا برود کافر از دنیا رفته، آگاه باشید هر کس با عداوت آل محمد از دنیا برود بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.)

۲٫ آیه تطهیر
خداوند می فرماید: انَّما یُرِیْدُ اللَّه لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً (احزاب: ۳۳)
(خداوند فقط می‏خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملًا شما را پاک سازد)
واژه «رجس» به معنای شی‏ء ناپاک است اعم از اینکه از نظر طبع آدمی ناپاک باشد یا به حکم عقل یا شرع و یا همه اینها (مفردات راغب، ماده رجس)
و اینکه در بعضی موارد رجس به معنای گناه یا شرک یا بخل و حسد و یا اعتقاد باطل و مانند آن تفسیر شده، در حقیقت بیان مصداقهایی از آن است وگرنه مفهوم این کلمه، مفهومی عام و فراگیر است، و همه انواع پلیدیها را شامل می‏شود. دلیلش هم این است که الف و لام رجس در این آیه الف و لام جنس است.
تطهیر به معنای پاک ساختن است و در حقیقت تاکیدی بر مساله اذهاب رجس و نفی پلیدیها است، و ذکر آن به صورت مفعول مطلق نیز تاکید دیگری بر این معنی محسوب می‏شود.
و اما تعبیر اهل البیت به اتفاق همه علمای اسلام و مفسران، اشاره به اهل بیت پیامبر (ص) است، و این چیزی است که از ظاهر خود آیه نیز فهمیده می‏شود، چرا که بیت گرچه به صورت مطلق در اینجا ذکر شده، اما به قرینه آیات قبل و بعد، منظور از آن، بیت و خانه پیامبر (ص) است و روایات بسیار زیادی در منابع اهل سنت و شیعه وارد شده که می‏گوید: مخاطب در آیه فوق منحصرا پنج نفرند: پیامبر (ص)، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام.
با وجود این نصوص فراوان که قرینه روشنی بر تفسیر مفهوم آیه است تنها تفسیر قابل قبول برای این آیه همین است. (نمونه ۱۷/۲۹۳)
بر حسب احادیث متواتر بین شیعه و سنی، آیه تطهیر در مورد اجتماع آن پنج شخصیت ممتاز عالم آفرینش در زیر کساء و صلوات پیغمبر (ص) بر آنها نازل شد، و آیه شریفه و احادیثی که در تفسیر آن وارد شده دلالت بر عصمت و جلالت شأن حضرت سید الشهداء (ع) دارد.
روایات بسیار فراوانی در مورد حدیث کساء به طور اجمال وارد شده که از همه آنها استفاده می‏شود، پیامبر (ص) علی، فاطمه، حسن و حسین را فرا خواند- و یا به خدمت او آمدند- و عبایی بر آنها افکند، و دعا کرد:
خداوندا! اینها خاندان من هستند، رجس و آلودگی را از آنها دور کن. در این هنگام آیه إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ نازل گردید.
دانشمند معروف حاکم حسکانی نیشابوری در شواهد التنزیل این روایات را به طرق متعدد از راویان مختلفی گرد آوری کرده است. (شواهد التنزیل ۲/۳۱)
بعد از جریان عاشورا وقتی به سر مبارک امام حسین (ع) جسارت شد واثلة بن اسقع برخاست و گفت:
سوگند به خدا من همواره علی، حسن، حسین و فاطمه را دوست می‏دارم بعد از اینکه شنیدم پیغمبر (ص) در حق آنها چه چیزهایی فرمود؛ یک روز در خانه ام سلمه در خدمت پیغمبر مشرف بودم که حسن آمد پیغمبر او را بر زانوی راستش نشانید و بوسید پس حسین آمد و او را بر زانوی چپش نشانید و بوسید پس فاطمه آمد و او را پیش روی خود نشانید پس علی را طلب کرد و گفت: «انَما یُرِیْدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً» (صحیح مسلم ۷/۱۳۰)
واحدی در اسباب النزول، احمد در مناقب و طبرانی نقل کرده‏اند که آیه «انَّما یُرِیدُ اللهُ» در حق پنج نفر نازل شد: رسول خدا، علی، فاطمه حسن و حسین (ع) (اسباب النزول ۱/۳۶۸، فرائد السمطین ۱/۲۴ )
این آیه و احادیث متواتر دلالت بر عصمت حضرت سید الشهداء (ع) دارد و اثبات می کند هر عمل ، اقدام و نهضتی که آن حضرت و دیگر ائمه اهل بیت انجام دهند صواب و حق است.

۳٫ آیه مباهله‏
خداوند می فرماید: فَمَنْ حاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِینَ (آل عمران: ۶۱)
(هر گاه بعد از علم و دانشی که (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم‏)»
از جمله آیاتی که بر فضیلت، و بلندی رتبه و مقام سید الشهداء (ع) به اتفاق مسلمانان گویا و ناطق است، آیه مباهله است.
از مظاهر و دلائل قوت ایمان پیغمبر (ص) به رسالتش داستان مباهله است زیرا پیشنهاد مباهله از طرف آن حضرت اگر مؤمن به دعوت خود نبود یک انتحار واقعی و دادن سند بطلان دعوت به دست دشمن بود. زیرا اگر نفرین نصارای نجران در حق آن جناب مستجاب می‏شد و یا آنکه نفرین پیغمبر (ص) به آنها مستجاب نمی‏گشت ، بطلان ادعاء آن حضرت آشکار می‏گشت لذا هیچ خردمندی چنین پیشنهادی نمی‏دهد مگر آنکه صد در صد اطمینان به استجابت دعای خود و هلاک دشمن داشته باشد، و پیغمبر اکرم (ص) چون یقین جزمی به صحت رسالت و استجابت دعاء خود و نابودی دشمن در صورت مباهله داشت با کمال شجاعت و صراحت، پیشنهاد مباهله داد.
شرکت دادن علی، حسن ، حسین و فاطمه زهرا (ع) در مباهله که به تعیین و امر خداوند بود نیز دلیل بر این است که این چهار نور مقدس که با پیغمبر در مباهله حاضر شدند شایسته‏ترین و گرامی‏ترین خلق در نزد خدا، و عزیزترین انسانها در نزد پیغمبر خدا بودند.

۴٫ سوره «والفجر» و آیه «یا ایتها النفس المطمئنة»

در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است: سوره فجر را در هر نماز واجب و مستحبّ بخوانید که سوره حسین بن علی است، هر کس آن را بخواند با حسین بن علی (ع) در قیامت در درجه او از بهشت خواهد بود. (مجمع البیان ۱۰/۴۸۱)
لازم به ذکر است که معرفی این سوره به عنوان سوره امام حسین بن علی (ع) ممکن است به این خاطر باشد که اباعبدالله الحسین (ع) مصداق روشن «نفس مطمئنه» است که در آخرین آیات این سوره مخاطب واقع شده است، همانگونه که در حدیثی ذیل همین آیات آمده است. (البرهان فی تفسیر القرآن ۵/۶۵۸)
و یا به خاطر اینکه لیالی عشر (شبهای دهگانه) یکی از تفسیرهایش شبهای دهگانه آغاز محرم است که رابطه خاصی با حسین بن علی (ع) دارد. (نمونه ۲۶/۴۳۹ )

———-
نویسنده: حجت‌الاسلام وحید واحدجوان





نوشته شده در تاريخ جمعه 25 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - زیارت امام حسین (ع) از نگاه معصومان (ع)

امام باقر علیه‏السلام :
«اگر مردم می‏دانستند در زیارت مزار امام حسین علیه‏السلام چه فضیلتی است، از شوق آن می‏مردند».

امام صادق علیه‏السلام :
«هر کس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره‏های نور بنشیند، باید از زائران امام حسین علیه‏السلام باشد».
امام صادق علیه‏السلام :
«زیارت امام حسین علیه‏السلام را فرو نگذار که خدا عمرت را طولانی و روزی‏ات را زیاد می‏کند و زندگی باسعادت و مرگ با شهادت به تو خواهد بخشید».
امام صادق علیه‏السلام :
«زیارت قبر امام حسین علیه‏السلام ، از برترین اعمال است».
امام صادق علیه‏السلام :
«کسی که خدا خیرخواه او باشد، محبت حسین و شوق زیارتش را در دل او می‏اندازد».
امام رضا علیه‏السلام :
«روز شهادت حسین علیه‏السلام دیدگان ما را مجروح و اشک ما را روان ساخت».
منبع: پایگاه حوزه





نوشته شده در تاريخ جمعه 25 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی

پایگاه فرهنگی ، مذهبی شیعه ها - ارتباط امام زمان (ع) با امام حسین (ع)

از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاکنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و کره خاک هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالی نبوده است. پیروان هر یک از حق‏مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده بوده‏اند و حق گرایان آینده تداوم‏بخشان راه حق‏پرستان گذشته. وضعیت باطل‏پیشه‏گان و دورافتادگان از صراط مستقیم نیز بر همین منوال بوده است.
در این میان ارتباط حجتهای الهی در تداوم‏بخشیدن به مسیر صحیح هدایت و سعادت بشر بسیار عمیق‏تر و محکم‏تر بوده است؛ چرا که هر نبیّ و ولیّ الهی با در نظر گرفتن شرایط عصری که در آن به سر می‏برد راه انبیا و اولیای الهی پیش از خود را تداوم می‏بخشد. به عبارت دیگر همه انبیا و اولیای الهی چراغهای نورانی هدایتند؛ منتهی هر کدام متناسب با شرایط زمانی و مکانی خود به نور افشانی می‏پردازند.

در فرهنگ اسلامی ائمه اطهار (ع) به عنوان جانشینان پیامبر اسلام (ص) همگی نور واحدند و هدف مشترکی را دنبال می‏کنند. وجود هر یک از آنان همانند یک مشعل روشن یا عَلَم سرافراز، مسیر صحیح و کامل هدایت را به بندگان خدا نشان می‏دهند و آنان را از گرفتار شدن به ضلالت و گمراهی باز می‏دارند. با این همه ارتباط و پیوستگی بعضی از آنها با همدیگر از ویژگی و خصوصیتی برخوردار است که از بررسی این گونه از پیوندها می‏توان با مراحل گوناگون چگونگی تداوم مبارزه حقّ و باطل و سرنوشت نهایی این مبارزات و همینطور با بخشی از ریزه‏کاریهای دقیق سنتهای الهی و روند تحقق نهایی اهداف حیاتبخش انبیا و اولیای الهی آشنا شد.
بدون تردید پیوستگی و ارتباط امام حسین (ع) با آخرین حجت الهی حضرت بقیة‏اللّه‏(ع) بسیار بارز و در خور تعمّق است؛ چرا که با بررسی ابعاد مختلف پیوند این دو حجّت الهی به‏خوبی چگونگی فراهم شدن بستر حاکمیّت احکام و ارزشهای الهی در سرتاسر عالم مشخص می‏شود. این نوشته در پی آن است که برخی از پیوستگیهای حضرت سیدالشهداء(ع) با موعود بزرگ جهانی حضرت مهدی (ع) را روشن سازد.

الف) امام مهدی (علیه السلام) از تبار امام حسین(علیه السلام)
در مجموعه روایات منقول از پیامبراکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) بارها تصریح شده است که منجی عالم بشریت حضرت مهدی(ع) از نسل امام حسین(ع) است. از جمله روایت شده است که پیامبراکرم(ص) در یکی از روزهای آخر عمر مبارکشان در حالی که دست‏شان را به شانه امام حسین(ع) گذاشته بودند خطاب به دختر بزرگوارشان حضرت زهرا(ع) فرمودند:
مهدی این امت از نسل این فرزندم است. دنیا به پایان نخواهد رسید مگر این‏که مردی از اولاد حسین(ع) قیام کرده جهان را باعدل و داد پر سازد…۱
ایشان در جای دیگر در ضمن معرفی ائمه اطهار(ع) می‏فرمایند:
امامان بعد از من دوازده نفرند که نُه نفر از آنها از تبار فرزندم حسین(ع) است که نهمین نفرشان قائم است این دوازده تن اهل بیت و عترت من هستند. گوشت آنها گوشت من و خون آنها از خون من است.۲
امیر مؤمنان علی‏بن‏ابی‏طالب(ع) روزی به حضرت اباعبداللّه‏(ع) فرمودند:
نهمین فرزند تو ای حسین، قائم آل‏محمّد(ص) است او دین خدا را آشکار ساخته وعدالت را در سرتاسر زمین حاکمیّت خواهد بخشید…۳
در این باره خود امام حسین(ع) نیز می‏فرمایند:
نهمین فرزند من، قائم به حقّ است خداوند به وسیله او زمین مرده را دوباره زنده خواهد ساخت و دین را حاکمیّت خواهد بخشید. او حق را برخلاف میل مشرکان و دشمنان احقاق خواهد کرد.۴

ب) تحقق اهداف عاشورا با قیام مهدی (علیه السلام)
امام حسین(ع) با هدف زنده ساختن احکام قرآن و سنّت پیامبر اکرم (ص) و از بین بردن بدعتهایی که در نتیجه حاکمیت بنی امیّه در دین ایجاد شده بود قیام کردند و در طول مسیر مدینه تا کربلا ضمن اشاره به انگیزه قیام شان فرمودند:
من به منظور ایجاد اصلاح در امّت جدم رسول خدا (ص) قیام کرده‏ام می‏خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به همان سیره و شیوه مرسوم جدّم پیامبراکرم(ص) و پدرم علی‏بن‏ابی‏طالب(ع) عمل می‏کنم.۵
آن حضرت در نامه‏ای به بزرگان قبایل بصره تصریح می‏کنند:
من شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبرش دعوت می‏کنم. در شرایطی که اکنون ما زندگی می‏کنیم سنت رسول خدا(ص) از بین رفته و به جای آن بدعت و احکام و ارزشهای غیر اسلامی نشسته است مرا بپذیرید و به یاری من برخیزید. شما را به راه ارشاد و رستگاری هدایت خواهم کرد.۶
از مجموعه این گونه ازسخنان امام حسین (ع) اهداف والای نهضت عاشورا به‏خوبی روشن می‏شود که احیای قرآن، احیای سنت نبوی و سیره علوی، از بین بردن کج‏رویها، حاکم ساختن حق، حاکمیّت بخشیدن به حق‏پرستان، از بین بردن سلطه استبدادی حکومت ستمگران، تأمین قسط و عدل در عرصه‏های اجتماعی و اقتصادی و… از جمله آنهاست.
از طرف دیگر وقتی اهداف قیام منجی عالم بشریت و ویژگیهای حکومت جهانی آن حضرت را مورد بررسی قرار می‏دهیم همین اهداف و انگیزه‏ها حتی با تعابیر مشابه با تعابیر به‏کار رفته در مورد نهضت حسینی قابل مشاهده است.
حضرت علی بن ابیطالب(ع) در توصیف سیره حکومتی امام مهدی(ع) می‏فرمایند:
هنگامی که دیگران هوای نفس را بر هدایت مقدم بدارند او [مهدی موعود (ع)] امیال نفسانی را به هدایت بر می‏گرداند و در شرایطی که دیگران قرآن را با رأی خود تفسیر و تأویل خواهند کرد او آراء و عقاید را به قرآن باز می‏گرداند. او به مردم نشان خواهد داد که چگونه می‏توان به سیره نیکوی عدالت رفتار کرد و او تعالیم فراموش شده قرآن و سیره نبوی را زنده خواهد ساخت.۷
امام باقر(ع) در روایتی می‏فرمایند:
قائم آل محمّد(ص) مردم را به سوی کتاب خدا، سنّت پیامبر(ص) و ولایت علی بن ابی طالب (ع) و بیزاری از دشمنان آنان دعوت خواهد کرد.۸
امام صادق (ع) می‏فرمایند:
حضرت مهدی(ع) تمام بدعتهای ایجاد شده در دین را در سرتاسر جهان از بین خواهد برد و در مقابل، تک‏تک سنتهای نبوی را به اجرا در خواهد آورد.۹
آن حضرت در جای دیگر ضمن تصریح به این حقیقت که امام مهدی(ع) بر طبق سیره و روش رسول اکرم(ص) عمل خواهد کرد؛ درباره اصلاحات انجام شده توسط آن حضرت چنین می‏فرماید:
قائم آل محمّد(ص) به همان شیوه‏ای که پیامبر اکرم(ص) رفتار می‏کردند رفتار خواهد کرد آنچه از نشانه و ارزشها و شیوه‏های جاهلیت که باقی مانده‏اند از میان برمی‏دارد و پس از ریشه کن کردن بدعتها احکام اسلام را از نو حاکمیّت می‏بخشد.۱۰
امام صادق(ع) در زمینه نوع قضاوت و داوری و برخورد آن حضرت با ظلم و ستم نیز می‏فرمایند:
چون قائم ما قیام کنند در بین مردم به عدالت داوری خواهند کرد و در زمان او بساط ستم و بیداد از روی زمین جمع خواهد شد و راهها امن شده… و هر صاحب حقّی به حقّ خود دست خواهد یافت و احکام و ارزشهای حیات‏بخش دینی در سرتاسر جامعه حاکمیّت پیدا خواهد کرد.۱۱
نتیجه آن که علاوه بر مشترک بودن اهداف نهضت عاشورا با قیام امام مهدی(ع) در زمان حکومت جهانی حضرت ولی عصر (ع) بذرها و نهالهای غرس شده در جریان قیام کربلا به بار خواهد نشست و به برکت آن، جهان پر از عدل و داد خواهد شد و تمام اهداف انبیای الهی از آدم تا خاتم تحقق خواهد یافت و بشر طعم واقعی صلح و امنیّت و سعادت را خواهد چشید.

ج)امام مهدی(علیه السلام)منتقم خون امام حسین(علیه السلام)
یکی از القاب حضرت مهدی(ع) منتقم است. در توضیح علّت برگزیده شدن این لقب بر آن حضرت مطالب زیادی در سخنان اهل بیت(ع) وارد شده است. از جمله در روایتی که از امام محمّدباقر(ع) نقل شده، وقتی از آن حضرت سؤال می‏کنند که چرا فقط به آخرین حجّت الهی قائم گفته می‏شود؟ آن حضرت در پاسخ می‏فرمایند:
چون در آن ساعتی که دشمنان، جدّم امام حسین(ع) را به قتل رساندند فرشتگان با ناراحتی در حالی که ناله سرداده بودند عرض کردند پروردگارا! آیا از کسانی که برگزیده و فرزند برگزیده تو را ناجوانمردانه شهید کردند در می‏گذری؟ در جواب آنها خداوند به آنان وحی فرستاد که: ای فرشتگان من! سوگند به عزّت و جلالم از آنان انتقام خواهم گرفت هرچند بعد از مدّت زمان زیادی. آن گاه خداوند متعال نور و شبح فرزندان امام‏حسین(ع) را به آنان نشان داد و پس از اشاره به یکی از آنان که در حال قیام بود فرمود: با این قائم از دشمنان حسین(ع) انتقام خواهم گرفت.۱۲
در تفسیر آیه «وَمَنْ قُتِلَ مظلوماً فقد جَعَلْنا لِوَلیّه سلطاناً…؛ هر کس مظلومانه کشته شود ما برای ولی او تسلطی بر ظالم قرار می‏دهیم»…۱۳ از امام صادق (ع) روایت شده است که:
مراد از مظلوم در این آیه، حضرت امام حسین(ع) است که مظلوم کشته شد و منظور «جَعَلنا لِوَلیِّه سلطانا» امام مهدی(ع) است۱۴
امام‏باقر(ع) نیز تصریح می‏کنند:
ما اولیای دم امام حسین(ع) هستیم. هنگامی که قائم ماقیام کنند پی‏گیری خون امام حسین(ع) خواهد کرد.۱۵
در دعای ندبه نیز به این حقیقت با این تعبیر تصریح شده است:
أینَ الطالِبُ بِدَمِ المَقتولِ بِکَربَلا.
کجاست آن عزیزی که پس از ظهورش خون شهید مظلوم کربلا را از دشمنان باز پس خواهد گرفت…۱۶
همچنین روایت شده است که حضرت مهدی(ع) پس از ظهور بین رکن و مقام برای مردم خطبه خواهد خواند و در مهم‏ترین قسمت خطبه به صورت مکرر با نهایت اندوه و تأثر شهادت مظلومانه امام حسین(ع) را مورد اشاره قرار خواهد داد از جمله خواهد فرمود:
ای مردم جهان! منم امام قائم. منم شمشیر انتقام الهی که همه ستمگران را به سزای اعمالشان خواهم رساند و حقّ مظلومان را از آنها پس خواهم گرفت. ای اهل عالم! جدّم حسین بن علی(ع) را تشنه به شهادت رساندند و بدن مبارک او را عریان در روی خاکها رها کردند. دشمنان از روی کینه توزی جدم حسین(ع) را ناجوانمردانه کشتند…۱۷
در حقیقت با این گونه از عبارات نوید انتقام خون به ناحق ریخته امام حسین(ع) را به جهانیان خبر می‏دهد…
و هم چنین به دلالت روایات فراوانی شعار یاران امام مهدی(ع) پس از ظهور این جمله بسیار الهام‏بخش است:
یالثارات الحُسَین(ع)۱۸٫
ای بازخواست کنندگان خون حسین(ع).
این جمله اشاره به این معنا دارد که هنگام انتقام خون پاک امام حسین(ع) فرارسیده است کسانی که می‏خواهند از دشمنان آن حضرت انتقام خون به‏ناحقّ ریخته حجّت الهی را بگیرند مهیا شوند.

د)امام مهدی(علیه السلام)همیشه به یاد حسین(علیه السلام)
از آنجا که امام حسین(ع) با تمام وجود همه توانمندیها و سرمایه‏های خود را ایثار کرد تا اسلام را از خطر اساسی برهاند؛ آخرین حجت الهی نیز تصریح دارند که همواره به یاد ایثارگری و فداکاریهای آن حضرت هستند و شب و روز با یادآوری مصیبتهایی که بر ایشان روا داشته شد خون گریه می‏کنند.
در بخشی از زیارت «ناحیه مقدسه» در این باره می‏خوانیم:
…اگر روزگار وقت زندگی مرا از تو [ای حسین(ع) [به تأخیر انداخت و یاری و نصرت تو در کربلا در روز عاشورا نصیب من نشد، اینک من هر آینه صبح و شام به یاد مصیبتهای تو ندبه می‏کنم و به جای اشک بر تو خون گریه می‏کنم...
بدون تردید این قبیل از تعابیر نهایت محبّت و دلبستگی حضرت مهدی(ع) رابه سیّد الشهداء (ع) نشان می‏دهد و ضرورت زنده نگه داشتن خاطره اباعبداللّه (ع) از جمله از طریق عزاداری برای آن حضرت را مورد تأکید قرار داده و عمق فاجعه کربلا و جنایت بنی امیه به اسلام و انسانیت را افشا می‏کند.
حتی این به یاد امام حسین(ع) بودن در عملکرد سایر ائمه اطهار(ع) نیز به چشم می‏خورد؛ یعنی آنها نیز در مواقع اشاره به فداکاریها و مظلومیتهای امام حسین(ع) به گونه‏ای موضوع امام مهدی (ع) را مورد تأکید قرار داده‏اند به عنوان مثال در دعای ندبه امام صادق(ع) یاد سیّد الشهداء (ع) به همراه امام مهدی(ع) گرامی داشته شده است. در حقیقت شکایت شهادت جانگداز حضرت امام حسین(ع) به ساحت مقدّس حضرت بقیة‏اللّه(ع) شده است ودرخواست می‏شود که به عنایت خداوند متعال هر چه زودتر زمینه ظهور فراهم شود بلکه هر چه زودتر مهدی موعود(ع) ظهور نموده انتقام خون آن حضرت را از دشمنان بگیرند...و حتی به پیروان اهل بیت(ع) توصیه می‏شود که در شب میلاد امام عصر (عج) از زیارت امام حسین(ع) غافل نشوند.
البتّه این موضوع به همین صورت در مورد امام حسین(ع) نیز مطرح است؛ یعنی حضرت اباعبداللّه حسین(ع) نیز همواره به یاد مهدی موعود بوده‏اند. در دعای روز ولادت امام حسین (ع) از امام مهدی (ع) یاد می‏شود و در روز عاشورا و در زیارت عاشورا نام و یاد مهدی(ع) تسلی بخش قلب سوزان شیفتگان اهل بیت(ع) است.
مجموعه این برنامه‏های حساب شده، پیوند عاشورا و امام حسین(ع) را با قیام جهانی امام مهدی(ع) هر چه بیشتر روشن می‏سازند.
گذشته از همه آنچه بیان شد، طبق روایات بسیاری که از حضرات معصومین(ع) نقل شده است در بسیاری از مسائل جزئی نیز امام مهدی (ع) با امام حسین(ع) پیوستگیها و ارتباطات قابل توجهی دارند که از آن جمله است:
۱٫ روز ظهور امام مهدی(ع) مقارن با روز عاشورا است. از امام باقر (ع) روایت شده است:
قائم آل محمّد(ص) در روز شنبه که مصادف با روز عاشورا؛ یعنی همان روزی که حضرت اباعبداللّه(ع) به شهادت رسیدند قیام خواهد کرد.۱۹
۲٫ از مجموعه روایات به خوبی روشن می‏شود همانگونه که امام حسین(ع) نهضت خود را از مکه آغاز کردند؛ یعنی پس از خارج شدن از مدینه به مکه آمدند و از کنار بیت‏اللّه‏ قیام خود را به مردم خبر دادند و به سمت کوفه حرکت کردند، حضرت مهدی (ع) نیز از کنار بیت اللّه جهانیان را به بیعت با خود فرا خواهد خواند و آن گاه حرکتهای اصلاحی را تداوم خواهد بخشید و در نهایت مقرّ حکومتی خویش را در کوفه قرار خواهد داد.
۳٫ حتی طنین صدای امام مهدی(ع) همان طنین صدای امام‏حسین(ع) است. پیام مهدی(ع) همان پیام حسین(ع) است که فریاد می‏زند:
ای مردم مگر نمی‏بینید به حقّ عمل نمی‏شود و از باطل خودداری نمی‏گردد... امربه معروف و نهی از منکر کنار گذاشته شده است و احکام الهی و سنن پیامبر (ص) آشکار هتک می‏شود و...
این پیام و هشدار در لحظه ظهور با همان صدا به مردم جهان اعلام خواهد شد که امام حسین(ع) در روز عاشورا با همان لحن و آهنگ مردم را به تبعیت از حقّ و اعراض از بدیها فرا خواندند:
إنّ صوت القائم یشبه بصوت الحسین(ع).
صدای [گیرا و دلنواز] قائم شبیه [طنین خوش[ صدای اباعبداللّه(ع) است.
۴٫ برخی از یاران حسین(ع) پس از رجعت در رکاب امام مهدی(ع) به یاری آن حضرت خواهند پرداخت و حتی برخی از فرشتگانی که جزء اصحاب امام‏حسین(ع) بوده‏اند در خدمت قائم آل محمّد(ص) خواهند بود و… .
«أللّهمّ نرغب إلیک دولة کریمة تعزّبها الإسلام و أهله و تُذِّلُ بها النفاق و أهله…»

پی نوشت :

۱ .بحارالانوار، ج۵۱، ص۹۱٫
۲ .کشف‏الغمة، ج۳، ص۲۹۴٫
۳ .منتخب‏الاثر، ص۴۶۷
۴ .اعلام‏الوری، ۳۸۴٫
۵ .بحارالانوار، ج۴۵، ص۶٫
۶ .حیاة‏الإمام‏الحسین(ع)، ج۲، ص۲۶۴
۷ .بحارالانوار، ج۵۱، ص۱۳۰٫
۸ .الزام‏الناصب، ص۱۷۷٫
۹ .ینابیع‏الموّدة، ج۳، ص۶۲٫
۱۰٫بحارالانوار، ج۵۲، ص۳۵۲٫
۱۱٫همان، ص۳۳۸٫
۱۲٫دلائل‏الامامة، ص۲۳۹٫
۱۳٫سوره اسراء (۱۷) آیه ۳۳٫
۱۴٫البرهان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۵۵۹٫
۱۵٫همان، ص۵۶۰٫
۱۶٫دعای ندبه.
۱۷٫الزام‏الناصب، ج۲، ص۲۸۲٫
۱۸٫النجم‏الثاقب، ص۴۶۹٫
۱۹٫بحارالانوار، ج۵۲، ص ۲۸۵٫
منبع: ماهنامه موعود






نوشته شده در تاريخ جمعه 25 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی
(تعداد کل صفحات:47)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]   [ 9 ]   [ 10 ]   [ > ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.